این کتاب را مدتی است که در نوار کناری وبلاگ پیشنهاد کرده‌ام. ولی حالا به پیشنهاد دوستی کمی بیشتر به آن می‌پردازم. عنوان کامل کتاب هست: «ما چگونه ما شدیم: ریشه‌یابی علل عقب‌ماندگی در ایران». نویسنده‌ی کتاب صادق زیبا کلام است و «انتشارات روزنه» آن را چاپ کرده.

صادق زیبا کلام برای بسیاری چهره‌ی چندان محبوبی نیست. حتی نگارش کتابی که در پی نشان دادن عوامل ناکامی‌های یک ملت باشد هم برای بسیاری از افراد بیش از حد  به نگاه عاقل اندر سفیه می‌ماند. اما این کتاب، فارغ از این مسائل از دید من دو ویژگی مثبت دارد:

اول – اینکه این کتاب از همان تیتر ابتدایی خود این حقیقت را به ما یادآوری می‌کند  که ما عقب‌مانده هستیم. که شرق در یک دوره‌ی تاریخی به یک علتی از پیشرفت بازماند و در تمام عرصه‌ها از جهان غرب عقب افتاد و مهم نیست که ما روزی کجا بودیم. مهم این است که کجا «هستیم». به رسمیت شناختن مشکل اولین ویژگی مثبت کتاب است و سؤالی که کتاب تلاش میکند به آن پاسخ دهد این است که چگونه شد که ما اینگونه شدیم؟

دوم – اینکه نگاه کتاب به این سؤال و پاسخ‌های آن یک نگاه نسبتاً جدید است. معمولاً جواب‌هایی که به این پرسش داده می‌شود مربوط می‌شود به استعمار غرب، شاهان بی‌لیاقت و وابسته و حمله‌ی این و آن. نویسنده در اولین صفحات کتاب سعی می‌کند که این عوامل ساده‌سازی شده را، به عنوان یک مثال این دیدگاه بعضاً رایج  که عامل عقب‌ماندگی ایران را استعمار غرب می‌داند، از یک علت اصلی، به یک علت فرعی که از پسِ یک علت اصلی‌تر ظهور کرده فرو کاهد. زیباکلام دیدگاه خود را با این پرسش مطرح می‌کند که:

… اساساً چه شد که انگلستان آمد به ایران و آن بلاها را بر سر ما آورد؟ چرا ما نرفتیم فرانسه یا انگلستان را مستعمره‌ی خود نموده یا دولت‌ها یا رجال آنان را زیر نفوذ خود بگیری؟ (صفحه‌ی ۱۵)

یا نظریه‌ی شاهان فاسد و بی‌کفایت را اینگونه زیر سؤال می‌برد:

…چگونه می‌شود که در قریب ۱۴۰ سال که قاجارها بر ایران حکومت کردند، هر هفت پادشاه به همراه حکام و رجال قاجار یکی بعد از دیگری بدتر بودند؟ آیا در آب و خاک ایران عناصری وجود دارد که حکام و سلاطینش را به آن روز در می‌آورد؟ (ص۱۵)

از دید کتاب این عوامل عوامل فرعی هستند که در پیِِ عوامل مهمتری به وجود آمده‌اند. کتاب دربردارنده‌ی مجموعه‌ای از عوامل است که از دید صادق زیبا‌کلام دست به دست هم دادند و باعث شدند که ما اینگونه شویم. یکی از این عوامل آب و شرایط جغرافیایی ایران است. همچنین نویسنده در فصول مختلف و در دوره‌های مختلف تاریخی ایران را از دید جامعه‌شناسی تحلیل می‌کند و به چگونگی شرایط حاکم بر ایران می‌پردازد.

کتاب برای من از این لحاظ ارزشمند است که به موضوع نگاهی تازه دارد و در خلال این نگاه تازه توجه خواننده را متوجه نقاط جدیدی می‌کند. ضمن اینکه سعی می‌کند موضوع را نه با تعصب، که بر اساس منطق تحلیل کند که در این راه تا حد زیادی هم موفق بوده. حتی اگر در تحلیل نسبت به عوامل اصلی عقب‌ماندگی ایران کاملاً موفق نباشد اما در بردارنده‌ی فکت‌ها و تحلیل‌های درستی از شرایط تاریخی جامعه‌ی ایران در دوره‌های مختلف است. و در نتیجه خواندن این کتاب اگر چه تحلیل کامل و بی‌نقصی از عوامل عقب‌ماندگی ما ایرانیان را در بر نداشته باشد، اما افق‌های جدیدی برای تحلیل ایران و شرایط تاریخی‌اش به دست می‌دهد. و این همان چیزی است که مرا برای ارزشمند دانستن کتاب و پیشنهاد آن ترغیب کرد.

پی‌نوشت ۱: زیباکلام می‌گوید نگارش این کتاب  سه سال به درازا کشیده که از این مدت دو سال صرف فصل پنجم کتاب، تحت عنوان «خاموشی چراغ علم در ایران» گردیده.

پی‌نوشت ۲: زیباکلام کتاب را به ابوحامد محمد غزالی تقدیم کرده و خود توضیح داده که چگونه این ستایش می‌تواند با فصل پنجم کتاب در تضاد باشد. همچنین تقدیم شده به: “شهدا ابراهیم همت و حسین خرازی که به همه‌ی تحلیل‌ها خندیدند”.

مشترک شوید: خوراک
دسته بندی شده در: جامعه